ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
406
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
رساندن وحى وتبليغ رسالت واداى امانت پيمان گرفت واين زماني بود كه بيشتر مردم دين خدا را تغيير داده وبا حق بيگانه شده وبراي خدا شريكانى قرار دادند وشياطين آنها را از معرفت خدا دور واز پرستش أو باز داشتند . پس از اين خداوند فرستادگان خويش را در ميان آنان برانگيخت وآنها را پياپى به سوى مردم فرستاد تا آن عهد فطرى وپيمان الستى را از آنان بخواهند ونعمت فراموش شده را يادآورشان شوند وبا تبليغ ، حجّت را بر آنان تمام واستعدادهاى عقلانى آنها را شكوفا كنند . آيات ونشانههاى قدرت خداوندى را به ايشان نشان دهند . آن آيات عبارت است از سقف آسمانى كه بالاى سرشان افراشته شده وگهوارهء زمينى كه زير پايشان گسترانيده ووسايل حيات كه با آن زندگى مىكنند واجلهايى كه با آن نابود مىشوند وبيماريهايى كه با آن پير مىشوند واز پيشامدهاى پياپى كه بر آنها وارد مىشود . خداوند متعال بندگان خود را از وجود پيامبرى مرسل وكتابي منزل وبرهاني حتمي وراه وديني استوار محروم نساخت . كمي ياور وبسيارى دشمنان أنبيا را از انجام وظيفة باز نداشت . به پيامبران پيشين نام پيامبر آينده گفته شد وپيامبر قبلي پيامبر بعدى را معرّفى كرده است . به اين ترتيب قرنها وروزگاران بسيار گذشت ، پدران رفتند وفرزندان جاى آنها را گرفتند . تا اين كه خداوند سبحان محمد ( ص ) را به عنوان فرستادهء خويش براي انجام وعدههاى خود واتمام رسالتش فرستاد واز انبياى گذشته پيمان اقرار به أو گرفته شده بود . نشانههاى أو شهرت يافت . زمان ومكان ولادتش پسنديده ، ودر اين روزگار مردم روى زمين داراى ملّتهاى پراكنده وهوسهاى گوناگون وعقايد متعدّد بودند ، گروهى خدا را به خلق خود تشبيه مىكردند . وگروهى خدا را به أسامي دلخواه خود مىناميدند وگروهى به غير خدا توجّه داشتند . سپس خداوند به وسيلهء محمّد ( ص ) آنان را از گمراهى نجات داد وبه وسيله شخصيّت أو آنان را از ناداني رهايى بخشيد . آن گاه براي محمّد ( ص ) مقام قرب ولقاى خودش را برگزيد ومرتبهاى كه براي هيچ كس فرآهم نشده براي أو پسنديده . توجّه أو را از دنيا به سوى